بعد زر مفت میزنه من میخوام کاپیتانشم.
http://simona.blogfa.com/post/500
و دوباره همین سوالا.
زندهام ولی دلم نمیخواد زنده بمونم.
زندهام و کاملا پشت سر گذاشتمشون.
چرا واقعا؟ چرا باید اینجا هنوز کامنت داشته باشه؟ بچهها وجدانن نگام نکنین.
سلام
من محقق روانشناسی هستم و روی شخصیت نویسندگان وبلاگ کار میکنم
میخواستم ازتون درخواست کنم لطف کنید وارد لینک زیر بشید و سوالات یک پرسشنامه شخصیت رو پاسخ بدید.
هویت شما نامشخص میمونه و نیازی به اطلاعات هویتی نیست، فقط ممنون میشم اگر آدرس وبلاگتون رو هم وارد کنید، نتیجه تستون هم بهتون نمایش داده میشه.
اگر تفسیر دقیقتری نیاز داشته باشید و یا اگر سوالی باشه هم من در خدمتتون هستم
s.tavassoli@hotmail.com
بابت وقتی که میگذارید و لطفی که به من میکنید از شما ممنونم، این هم لینک:
atynegar.ir/questionnaire/npq/
_________
سه بار این کامنت رو اینجا دریافت کردم. جالبه. ولی اگه انقدر پافشاری و کپی پیسی نبود کامنتش حتما انجامش میدادم.
پشماااااااممممم :)))))))))
چقدر حالم بد بوده اینجا! چقدر حالم بد بوده :))))))))))
نمیشناسم خودمو ولی درداش آشناست.. مشخص شد چیا منو به اینجا رسونده..
بله. دیدم یجور نمیمونه دختر خوب!
دیدی یجور نمیمونه زندگی دختر خوب؟
Damnw.b.c
یجا بند نمیشم کلاً . خب خدافظ .
کاش میتونستم ویس بزارم
.
همه ی روزام تکراریه وبلاگو خوندم حرف تازهرای برای گفتن ندارم . پیکی وجود نداره اما دلم میخاد برم اونجا بنویسم یا حداقل خدافظی کنم ازینجور رسمی بودن بدم میاد و البته تمام خواننده هامو از دست دادم . دیگه واقعا واقعا خستم از تایپ کردن .
سه تا کنکور میخام بدم
بلاخره که باید یک کدوم قبول بشم دیگه نه !؟
من میگم درود بچه ها فکر میکنن مسخره بازی در میارم:||
بابا من واقعا بجای سلام میگم درود :|| همه به پی ویم هجوم آوردن که دمت گرم خوب قانونی رو مسخره کردی!:|
من دوتا کراشام دوست دخترشون موهاشون سبز ِ
هنوز ایمان نمی آورید !؟
محمد امین طاها زاده رتبه ی 58هنر از ارومیه
خودش یک اثر هنری از خداست بابا !
اوووم بزار فکر کنم :') یادَم رفت ! دیشب مهتاب ساعت سه شب استوری گذاشته بود و من نمیتونم استوریو ذخیره کنم و میخام هر یک ساعت یک بار برم نگاش کنم. باورش سخته میدونی ؟ نمیدونم . چجوری آرومی؟ نمیدونم . گفتم یک هفته برم خونه یکی بمونم اما الان اینجا انقدرم بد نیست . منو میلاد ماهی یکبار دعوا میکنیم و کسی که آخر پشیمون میشه اونه چون من کارمو بلدم . اوووم بزار فکر کنم :') بزار فکر کنم :') بزار همینجوری فکر کنم :') بزار همینجا وایسَم . بزار بگم من تو تمام این سالها فکر میکردم خب اینم یه اتفاق بدیه که تو زندگی ِ یک در میلیون نه یک در هزار نه یک در صدهزار نفر میوفته. من داشتم به این فکر میکردم باهاش کنار اومدم و اصلا تاثیری توی آینده ام نداره . تمام مدت فکر میکردم اووه داری بزرگش میکنی حسنا :') داری بزرگش میکنی و تو حالت خوبه . ولی دکتر دستشو گذاشت رو چونه اشو من به رنگ سبز مبلا نگاه میکردم گفت نه ! خیلی هم تاثیر گذاشته و من داشتم سعی میکردم بفهمم میخاد منو عصبی کنه که حرف بزنم براش . بهم گفت خیلی هم تاثیر داشته . میدونی من حوصله نداشتم دیگه . گفتم که اینطور ! خب چیکار کنم ؟ گفت نظرت اونرشخص ِ چیه ؟ گفتم دوسش دارم آدم خوبیه . گفت ولی گفتم نمیدونم من میدونم به من خیلی آسیب زده میدونم خیلی خیلی خرابم کرده ولی اون الان آدم خوبی ِ . اشکال نداره . این منو ناراحت کرد که ناراحت نیستم ازش و تازه تصویر خوبی ازش دارم . بزار بیشتر فکر کنم :') مثلا به تو فکر کنم . به سه شنبه ها فکر کنم به اینکه امروز یادم رفت برم دکتر . به اینکه دستای زشتم بیشتر زشت شدن و خطای تیغ روش مونده و فکر کنم اوووه من نمیتونم مثل بقیه عکس عاشقونه بگیرم برای نامزدیم و بزارم پروفایلم و بلند بلند به مسخره کردن خودم بخندم بهت بگم کدوم خری اهمیت میده !
یه سوتی بدی دادم!
حواسم پرت بود داشتم با پسره تلفنی حرف میزدم گفتم من همینم باید بخای!:|||
مهم نیست
واقعا مهم نیست
هیچی مهم نیست
من یه روزی میمیرم
بقیه هم میمیرن
پس هیچی مهم نیست 💁🌸
برین از قدسیه بپرسین دیروز چه روزی بوده
گذشته ای که باهم داشتیم رو به روم میارین که چی ؟! من همین الان تو آینه نمیتونم خودمو ببینم شما که جای خود .